تولد بابا محمد...
فضای خانه که از خنده های ما گرم است
چه عاشقانه نفس می کشم ، هوا گرم است!

نگاهت را قاب می گیرم، در پس آن لبخند، که به من، شور و نشاط زندگی می بخشد.
امروز روز توست... تولدت مبارک
تولد یعنی دوستت دارم از ته قلب با تمام وجود از ته احساس
زیباترین گل ها را برای زیبایی زندگیت و کوتاهی عمرشان را برای غم هایت آرزومندم . . .
به جای شمع غمهایت را به آتش میکشم و هدیه ام قلبی است کوچک برای تو
محمد عزیزم
١٩ آذر دوباره بهانه ای شد تا بگویم ، تولدت مبارک.
تو مرا داری و من
هر شب و روز ،
آرزویم ، همه خوشبختی توست
این هم یه پیام تبریک از طرف سارینا کوچولو برای تولد بابا محمدش:
گاو و الاغ و اردک، کبریت و گاز و فندک، جوجه و مرغ و لک لک، تولدت مبارک

خیلی خیلی از بابا محمد معذرت می خواهیم که نتونستیم براش یه جشن کوچولو بگیریم و علتش هم دندون در آوردن سارینا خانوم بود.
سارینا جونم، شب تولد بابایی دائما بی تابی می کردی و تمام شب تا صبح رو گریه می کردی و تو بغلمون بودی و چند باری هم تب کردی.خلاصه این که نشد برای بابایی یه جشن سه نفره بگیریم.
ایشالاه سال دیگه از خجالتش در میاییم.
من و سارینا برای بابایی آرزوهای خوبی کردیم و از خدا سلامتی و موفقیت بابایی رو خواستیم و ایشالاه سایه اش بالا سرمون باشه...
در ضمن تولد مامانی منیژه هم روز ١٩ آذر هست، برای او هم آرزوی سلامتی و شادابی داریم و از همین جا من و سارینا یه بوس جانانه ازش می گیریم که خیلی برامون زحمت کشیده و حق زیادی گردنمون داره، ایشالاه که بتونیم یه کمی از زحمت هاش رو جبران کنیم...


تولد بابا محمد... 

